چرا در اين سالها تعداد وروديهاي دختر به دانشگاه بيش از پسران است؟
در جامعه ما بعد از انقلاب زنان از عرصه هاي مختلف عمومي و حتي آموزشي حذف شدند و جز دانشگاه فضاي ديگري براي حضور نبود. حتي فضاي ارتباط گيري هم فضاي آزادانه اي نبود.زماني که امکان کار و ارتباط گيري وجود نداشت زنان وارد دانشگاه شدند تا هم ارتباطشان را با محيط بيشتر کنند و هم موقعيت خود را بهبود بخشند . پس حذف شدن هاي مداوم از برخي حوزه ها زنان را به حوزه هاي آموزشي کشاند . چرا که وقتي زنان به خاطر جنسيت خود کنار گذاشته ميشوند به تبع آن مقاومت مي کنند و سعي مي کنند نشان دهند که در صورت داشتن فرصت برابر ما هم مي توانيم در موقعيت بهتري قرار گيريم . به عبارتي يک جور مقاومت آهسته و خزنده اي بود از طرف زنان که ما را با درصد زياد دختران دانشجو رو به رو کرد. از طرفي ما با يک نگاه غير متعارف به اين مسئله مواجهيم.همه مي پرسند چرا تعداد دختران بيش از پسران شده؟ اما کسي نمي پرسد که چرا سالهاي سال با تاسيس دانشگاه ها ورود پسران بيشتر بود؟ ولي حالا که درصد دختران دانشجو بيشتر است همه ابراز نگراني ميکنند درحاليکه مي توانست اين امر خيلي طبيعي جلوه کند که در دوره اي هم جمعيت دختران دانشجو غالب باشد و امر غير متعارفي تلقي نشود. حتي گاه ممکن است ما هم در تعاريف و نوع نگاه خود دچار اين مشکل شويم که در حقيقت اين ساختار است که تاثيرش را بر ما گذاشته است . اين ساختار است که سعي دارد نشان دهد که اتفاق غير عادي اي در جريان است و بايد براي اين امر مثلا غير متعارف کاري کرد. حال دولت يک برنامه ريزي ميکند,نظام آموزشي يک تصميم مي گيرد و...
پس به عقيده شما بالا رفتن تعداد دختران تحصيلکرده نسبت به پسران هيچگونه آسيبي را در جامعه باعث نمي شود؟
نه! وقتي زنان وارد بازار کار و مخصوصا حوزه هاي مديريتي و تخصصي مي شوند ساختارهاي کليشه اي و جنسيتي را به هم مي ريزند و اين امر از منظر زنانه بسيار خوب و مثبت است اما از منظر تفکر مردسالار نه! چون به اشتباه گمان مي کنند زنان با رشد و پيشرفتشان جايگاه مردان را تصاحب کرده و آنان را به حاشيه ميرانند در صورتي که اينطور نيست و راه درازي باقيست تا ما به شرايط برابر با مردان برسيم.
دلايلي که براي اجراي اين طرح عنوان شده از اين قرار است:از بين رفتن قداست جنسيتي,هدر رفتن بيت المال وبه خطر افتادن بنيان خانواده. نظر شما راجع به اين دلايل چيست؟
هرگاه حضور زنان بخواهد عيني شود هميشه به عنوان يک معضل و مشکل به آن نگريسته ميشود مثلا هميشه مي گويند زنان نبايد به خيابان بيايند چون خيابان جاي مردان است, زنان نبايد اعتراض کنند چون اعتراض کار زنان نيست, زنان نبايد کار بيرون داشته باشند چون کار بيرون کار مردانه است و سعي شده که همه اين سياست ها را به حوزه هاي خصوصي و خانه ها نيز بکشانند؛ مثلا در حوزه خصوصي زن را مدير خانه و وزير داخل فرض مي کنند و يکسري قدرتهاي مجازي به زن مي دهند که در اصل وجود ندارد . در واقع اين نگاه دوآليستي است که چنين دلايلي را عنوان کرده و همه چيز را به دو قسمت تقسيم ميکند مثلا همين قضيه کار مردانه و کار زنانه. حال حضور گسترده زنان در عرصه هاي آموزشي اين نگاه را با چالش رو به رو کرده است يعني ما زنان تحصيلکرده اي داريم که مي خواهند بيرون کار کنند و به تبع آن بر ساختار مردسالار فشار مي آورند. به عبارتي يک تفکر سنتي و مرد سالار از پيش وجود داشته و عده اي سعي مي کنند اين تفکر را از طريق اعمال محدود سازي جنسيتي نظير سهميه بندي مدام بازتوليد کنند اما آگاهي زنان اتفاقي است که افتاده و راهي است که زنان آغاز کرده اند و به اين راحتي قابل بازگشت نيست. پس مجبور به طرح توجيهاتي از قبيل توجيهات توسعه اي مي شوند نظير اينکه زنان براي کار احتياج به اجازه همسر دارند، پس سرکار نمي روند و بيت المال هدر مي رود . پس به جاي اينکه مشکل اشتغال را حل کنند زنان را حذف مي کنند ، به جاي اينکه فرهنگ را تغيير دهند زنان را حذف مي کنند و به جاي اينکه تبعيض را بر زنان کم کنند تبعيض را بر کسي روا مي دارند که خود از قبل مورد تبعيض قرار گرفته است.در ضمن به عقيده من تحصيل زنان نه تنها مانع روند توسعه نمي شود بلکه روي اين روند تاثير مثبت دارد چون جامعه را دموکراتيزه مي کند.
طرح سهميه بندي قبل از تصويب اجرا شد به نظر شما اهميت اين طرح را در چه ميبينند که تا اين اندازه در اجراي آن تعجيل شده است؟
در ابتدا شدت اعتراض نسبت به اين طرح بسيار بالا بود که باعث عقب انداختن اين طرح شد اما در کنکور سال گذشته قبل از تصويب اجرا شد زيرا ديدند نمي توانند با اين گفتمان جلو بروند و بگويند که نمي خواهيم تعداد زنان تحصيلکرده از مردان بيشتر باشد پس رو به يکسري توجيهات منطقي و علمي آوردند و سعي کردند اين گفتمان را به تفکر غالب جامعه بدل کنند. به عقيده من جنبش دانشجويي و جنبش زنان در اين فاصله تعللي کردند که جايز نبود . اما حال خوشبختانه جنبش زنان گفتماني را جا انداخته که مردان هم از حقوق زنان دفاع مي کنند و نسبت به اين طرح اعتراض دارند.
يکي از نمايندگان مجلس مدافع سهميه بندي، اين طرح را از مصاديق انقلاب فرهنگي دوم عنوان کرده اند. نظر شما در اين باره چيست؟
کاملا درست است. در انقلاب فرهنگي اول هم زنان از عرصه هاي آموزشي حذف شدند به دليل مسئله حجاب و يا مسائل سياسي. انقلاب 57 يک انقلاب سياسي بود ولي انقلاب بزرگتري بود در حوزه زنان ؛ چون زنان را با مسئله حجاب روبه رو کرد و حضور آزادانه زنان را در عرصه هاي عمومي دچار مشکل کرد. حذف اول يک حذف ايدئولوژيک بود ولي در حال حاضر ما با حذف بزرگتري مواجه هستيم که همان حذف جنسيتي است. من با اين شبيه بودن اين طرح به انقلاب فرهنگي موافقم منتها ايشان به عنوان يک طرح با ارزش از اين مسئله ياد ميکنند اما من که تجربه انقلاب فرهنگي را داشتم معتقدم که صد در صد با شکست مواجه شد و به خصوص در عرصه آموزشي عقبگرد عظيمي بود به همين دليل انقلاب فرهنگي دوم هم همين روند را طي خواهد کرد وقتي که سياست ها همان سياست هاست . بار اول به بهانه اي زنان را حذف کردند و بار دوم به بهانه اي ديگر.
با اجراي طرح سهميه بندي چه تبعاتي در انتظار جامعه خواهد بود؟
اين يک حقيقت است که دليل کاهش ورود پسران به عرصه هاي آموزشي، ورود دختران نيست. دليلش نبودن يک رابطه سالم بين تحصيل و اشتغال است و اين ناشي از مشکلات اقتصادي جامعه است که اجازه ميدهد در مدت کمتر و بدون تخصص به پول بيشتري رسيد . وقتي افرادي با توان علمي پايين تر را وارد دانشگاه کنيم دانشگاه از لحاظ علمي افت پيدا مي کند.
اگر جلوي تحصيل زنان گرفته شود سطح فرهنگ و آگاهي جامعه به شدت کاهش مي يابد. از طرفي زنان تنها عرصه حضور را از دست ميدهند که اين خود لطمه کوچکي نيست . علاوه بر آن اينکه همه مشکلات را به گردن زنان مي اندازند يک نوع نا آگاهي اجتماعي و شايد هم يک حرکت آگاهانه و غير مسئولانه است براي حذف زنان.
براي جلوگيري از اجراي اين طرح چه در قالب يک کنشگر اجتماعي و چه در قالب روشنفکر چه اقدامي مي توان انجام داد؟
نقد مداوم و به چالش کشيدن تفکرات مردسالار و اعتراضات پي در پي به خصوص از جانب دانشگاهيان فشار را بر سيستم آموزشي بيشتر ميکند. و ابدا نبايد کوتاه آمد چون باز هم يک اشتباه تاريخي صورت ميگيرد و سهميه بندي تبديل به هنجار مي شود و اين هنجار در نسلهاي آينده تداوم مي يابد.