ابترخوانی و پیشینه ی زن ستیزی در تفکر ابترخوانان
 تاریخ: 12  دی  1388  لیلا عفتی

سرآغاز گفتار، نام خداست / که رحمتگر و مهربان خلق راست
همانا که اینک بدادیم ما / به تو کوثری پاک ای مصطفی
تو هم پس به شکرانه می خوان نماز / برای خدایت بکن ذبح باز
همانا همان کس که عیبت بخواند / خودش نسل مقطوع و ابتر بماند

این ترجمه ی شعرگون سوره ی کوثر است. روایتگر داستان آن پیرمردی که ده پسر داشت و محمد (ص) را عیب کرد که چون پسر نداری، ابتری. بعد نسل محمد نبی از فرزندان دخترش فاطمه تا امروز ادامه یافت و آن پیرمرد ده پسرش را یک به یک از دست داد و ابتر ماند.

این داستان قرآنی نماد مبارزه با فرهنگ کور مردسالار زن ستیز اعراب جاهلیت است؛ آنها که از شرم، نوزادان دختری را زنده به گور می کردند و زن را جز وسیله ای برای تولید مثل و برآوردن نیازهای جنسی مردان نمی دیدند. داستانی که در چند روز اخیر در سخنان آیت الله نوری همدانی، به نوعی بازتولید شد. او که در جمع تنی چند از اعضای نیروی انتظامی سراسر کشور سخن می گفت، در پایان حرفهایش، از حاضران خواست او را در سر دادن این شعار همراهی کنند:
"امام ما کوثر است/ دشمن او ابتر است"

با توجه به واقعه ای که شأن نزول سوره ی کوثر است، به نظر رسید سخنان وی  که در خصوص اعتراضات پس از انتخابات بود، خطاب به میرحسین موسوی، کاندیدای پیروز و معترض و یکی از سران جنبش سبز ایران است که فرزند پسری ندارد. این شعار تلویحا می خواست بگوید این اعتراضها به جایی نمی رسد و ابتر می ماند. بر همین اساس کمپینی در فضای مجازی راه افتاد و گروهی از پسران حامی جنبش سبز پسوند "موسوی" را به نام خانوادگی شان افزودند تا بگویند میرحسین موسوی پدر معنوی آنهاست و راه او ابتر نیست.

با اجرای بخش دوم کودتا در روز عاشورا و قرآن به سر نیزه زدن ها و فریاد وااسلاما سر دادنها که اجرای سناریوی آن از دو هفته پیش از سوی مهندس موسوی هشدار داده شده بود، بر آن شدم تا از نگارش این یادداشت  بگذرم، اما راهپیمایی حیرت انگیز گروهی از نمایندگان صاحب تریبون مجلس در دور صندلی های خانه ی ملت و باز سر دادن این شعار قبیح و زن ستیز، و ابترخوانی دوباره، مجالی تازه بر این مقال گشود.  
 
زن ستیزی در تفکر و کلام اصحاب کودتا تازگی ندارد. حذف زنان از صحنه ی جامعه با به کارگیری ترفندهای گوناگون از جمله جلوگیری از حضور زنان در فضاهای عمومی مانند استادیومهای ورزشی، اجرای قانون کاهش ساعت کار آنها بر اساس افزایش تولید مثل، صرفا مردانه کردن بسیاری از موقعیتهای شغلی، قوانین تبعیض آمیز بیمه، اجرای طرح سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها، اجرای طرح بومی سازی دانشگاهها، گذاردن قانون حمایت از (مردان در) خوانواده و صدور مجوز برای تعدد زوجات، به علاوه ی اعمال سی ساله ی حجاب اجباری، تنها نمونه هایی از اعمال تفکرات زن ستیزانه ی اینهاست.

اما سخن اینجاست که چرا مردان و جوانان آزاد اندیشی که خواستار تغییر هستند و این تغییر را جز برای استقرار دموکراسی و برابری نمی خواهند، در دام چنین شعارهایی می افتند و حتا برایش کمپین تشکیل می دهند. چرا این مردان آزاداندیش خود دنباله رو تفکر مردسالاری می شوند که زن را به هیچ می انگارد؟ آیا به راستی زن و مردی فرهیخته چون زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، چون فرزندانشان دختر هستند،  نیاز دارند پسرانی خود را پسران آنها بنامند تا ابتر نمانند؟ و آیا این حرکت (تشکیل چنین کمپینی) دختران و زنانی را که دوشادوش و حتا پیشاپیش مردان راه سبز امید را پیش گرفته اند و سرافرازانه طی می کنند، به هیچ نمی انگارد؟

برادرم! من و تو نقشی برابر داریم در آفرینش، سهمی برابر داریم از حقوق شهروندی و وظیفه ای برابر در راه سبزی که در پیش گرفته ایم. دموکراسی در خانه ی سبز ما پا نمی گیرد، مگر روزی که من و تو در اندیشه مان، گفتارمان، و رفتارمان سهمی برابر داشته باشیم. در خانه مان برای همسرمان حق و وظیفه ای برابر با خود در نظر بگیریم و فرزندانمان را دختر یا پسر با اندیشه و حقوق برابر بزرگ کنیم.

اندیشه ی زن ستیز آنها، همان است که خداوند متعال در تقبیحش سوره ی کوثر را نازل کرد. همان است که من و تو به آن اعتراض داریم و برای تغییرش در کنار هم ایستاده ایم.

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.