چگونگي شکل گيري مبارزه زنان نيجريه عليه سنگسار؛ عايشه امام
 تاریخ: 5  اسفند  1385  ميدان زنان

عايشه امام ‏Ayesha Imam‏ از فعالان برجسته امور زنان در افريقا است که در مبارزه برعليه بنيادگرايي و ‏براي کسب حقوق زنان نقش موثري ايفا مي‌کند. وي هم‌اکنون عضو شورا و هيات مديره «زنان تحت قوانين ‏مسلمانان» است و به عنوان پژوهشگر مستقل و مشاور در زمينه‌هاي حقوق بشر زنان، حقوق زنان در قوانين ‏مسلمانان، تحليل جنسيتي و آموزش و حمايت سازمان‌هاي غيردولتي به فعاليت مي‌پردازد. وي همچنين از ‏بنيانگذاران سازمان «بائوباب براي حقوق بشر زنان» بوده و سالها در رشته‌هاي جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي ‏در دانشگاه احمد بلو  در نيجريه تدريس کرده است.‏


عايشه امام در سال 1957 در نيجريه به دنيا آمده و تحصيلات خود را در نيجريه و انگلستان به پايان برده و داراي ‏درجه دکتراي مردم‌شناسي از دانشگاه ساسکس در انگلستان است. عايشه ازدواج کرده و داراي يک پسر ‏هفت ساله است و پسر وي داراي دو برادر بزرگتر 25 و 29 ساله است. ‏
بخشي از گفت و گوي سهيلا وحدتي با عايشه امام – که در اصل به زبان انگليسي انجام گرفته و سپس به فارسي برگردانده شده - درباره مبارزه عليه سنگسار و شيوه کار شبکه «زنان تحت قوانين ‏مسلمانان» و سازمان «بائوباب براي حقوق بشر زنان» و استفاده سياسي از قانون به نفع زنان است که در ذيل مي آيد:

در پايان سال 1999، يکي از 36 ايالت نيجريه قانون جديد مجازات شرعي را قانوني کرد که يک ‏مانور سياسي حکومت آن ايالت براي جلب حمايت عمومي بود. زيرا در آن زمان گرچه گروه‌هاي اسلامي وجود ‏داشتند، اما کسي خواهان تغيير قانون نيجريه نبود. نيجريه تا آن زمان سکولار بود و اين اولين بار بود که يک قانون ‏اسلامي به تصويب رسيده بود. اين قانون پيشنهاد فرماندار ايالت بود، و خبر اين قانون در روزنامه‌ها بازتاب نيافت ‏و مورد بحث عمومي قرار نگرفت و مجلس ايالتي آن را به تصويب رساند. ما فقط خبر تصويب آن را از طريق ‏روزنامه‌ها شنيديم.‏

اين قانون يک سري مجازات‌‌هاي هفت هشت قرن پيش را رسمي کرد و اولين قرباني آن، زن جواني بود به نام ‏باريا ماگازائو ‏Bariya Magazau‏ که در سن سيزده سالگي حامله شده بود و چون ازدواج نکرده بود، محکوم به ‏زنا شد و صد ضربه شلاق خورد. ما که در سازمان «بائوباب براي حقوق بشر زنان» اين خبر را شنيديم، کار ‏افزايش هشياري حقوقي ‏‎ legal consciousness ‎را در ميان مردم شروع کرديم که مردم به حقوق خود آشنا ‏شوند. اين با افزايش آگاهي حقوقي ‏legal literacy‏ به معناي آشنايي با قانون فرق دارد. مساله اين است که قانون ‏را گرچه مي‌داني، گاهي محدوديت دارد و بايد تغيير يابد و گاهي گرچه قانون تصويب شده، اما عمل نمي‌شود و بايد ‏ديد که چگونه از آن استفاده کنيم و گاه قانون لازم براي حمايت حقوقي وجود ندارد و بايد پيشنهاد و تصويب ‏مي‌شد. ‏

هدف ما استفاده از قانون جهت تغيير اجتماعي بود. اجراي قانون يک امر حقوقي نيست، يک مساله سياسي است. ‏براي توانمندسازي زنان تنها تکنيک حقوقي کافي نيست، بلکه پروسه سياسي لازم است. اين کاري است که ‏سازمان بائوباب انجام مي‌دهد. ‏

ما درباره اين زن جوان که به خاطر زنا محکوم به مجازات شده بود، شنيديم و وکيلي پيدا کرديم که حاضر شد با ‏ما کار کند. او 13 ساله بود و توانايي مقابله با خانواده‌اش و جامعه و ... را نداشت. او ساکن يک روستاي کوچک ‏بود. خلاصه، يک هفته طول کشيد که ما خانواده و کدخدا را قانع کرديم که درخواست تجديد نظر کاري خلاف ‏مذهب نيست! و سراغ قاضي‌اي رفتيم که او را محکوم کرده بود و درباره حکمي که او بر اساس اين قانوني که ‏ماهها پيش تصويب شده بود صادر کرده بود، از او سوال کرديم. قاضي گفت که من در حقيقت نمي‌دانستم چه کار ‏کنم و تنها بر اساس قانون نظر دادم. او اضافه کرد که اگر اين حکم در تجديد نظر رد شود، به موارد بعدي کمک ‏خواهد کرد که چنين احکامي صادر نشود! ‏

قاضي مقصر نبود، فقط بر اساس وظيفه و طبق قانون عمل کرده بود. و اين تنها مورد نبود. بر اساس اين قانون، ‏اين قاضي هيچ دخالتي در اين حکم نداشت و شخصا هم موافق صدور چنيني حکمي نبود. ولي موظف بود که ‏براساس قانون چنين حکمي صادر کند و حتي مايل بود که با رد شدن آن در دادگاه تجديد نظر، قادر باشد که ديگر ‏چنين حکمي صادر نکند.‏

ما تلاش کرديم که درباره تفسيرهاي گوناگون درباره قوانين مسلمانان و قوانين سکولار کيفري نيجريه در سطح ‏فدرال و قانون اساسي نيجريه که سکولار است، بحث کنيم. توضيح اينکه نيجريه 3 منطقه عمده دارد که در منطقه ‏شمالي آن مسلمانان ساکن هستند و وقتي که به ايالت‌هاي گوناگون تقسيم شد، برخي از ايالتها قانون مرکزي پيشين ‏را ادامه دادند، ولي برخي ايالتها قانون شرعي را اقتباس کردند که شامل همه جرمها نمي‌شود و فقط دزدي و زنا و ‏‏... را در بر مي‌گيرد. حکم دادگاه شرعي ايالتي براي تجديد نظر به دادگاه فدرال فرستاده مي‌شود، و پس از آن در ‏نهايت قضاوت بر اساس قانون اساسي نيجريه خواهد بود. قانون مجازات کيفري شرعي در اين ايالت هنگامي ‏تصويب شد که هنوز قانون کيفري سکولار را داشت و اين قانون را هيئتي از مفتي ها و روشنفکران تحصيل کرده ‏انگليس با عناصري از قانون اسلامي و بومي تنظيم کرده بودند. ‏

درخواست تجديدنظر ما را استاندار به گونه‌اي به حالت تعليق درآورد که اين البته اقدامي غيرقانوني بود. ‏جنبش‌هاي زنان و حقوق بشر که بيشتر در جنوب کشور فعال هستند و خيلي از آنها مسيحي هستند، تصميم گرفتند ‏که در مخالفت با اين پرونده تظاهرات کنند.‏

سازمان بائوباب هم از طريق قانوني کار مي‌کرد و هم از طريق «شبکه حمايت از حقوق زنان در قوانين سکولار، ‏مذهبي و سنتي» (11) که همه‌اش قوانين ايالتي بود. زيرا ما مي‌خواستيم که سرکوب زنان در ميان جوامعي با ‏مذهب‌هاي گوناگون و حتي قوانين غيرمذهبي را محکوم کرده و شبکه همياري زنان در مناطق گوناگون را تشکيل ‏دهيم. ما اين موضوع را در شبکه مورد بحث قرارداديم و فکر کرديم که تظاهرات در اين مرحله مفيد نخواهد بود، ‏زيرا با فرماندار آن ايالت هم مصاحبه کرديم و او به اينکه تاثير غربي‌ها و نامه‌هاي اعتراضي را ناديده مي‌گيرد، ‏افتخار مي‌کرد. شبکه اين را پذيرفت و تظاهرات را لغو کرد. ولي خبر اين تظاهرات که قرار بود جمعه ساعت 10 ‏برگزار شود به گوش فرماندار رسيده بود.‏

مقامات شبانه به خانه آن دختر رفتند. در آن روستاي دورافتاده تلفن نبود، آنها شخصا رفتند و خبر دادند که فردا حکم ‏اجرا مي‌شود. صبح ساعت 6 او را با ماشين به ده بزرگتري که دادگاه داشت برده و در ميدان ده در مقابل دادگاه ‏شلاق زدند. و اين کار چنان به سرعت انجام گرفت که ما هيچ کاري نتوانستيم بکنيم.‏

ما در خواست غرامت کرديم، ولي به جايي نرسيد. ولي براي موارد بعدي درس گرفتيم که مجازات شلاق به سرعت ‏انجام مي گيرد و کار زيادي نمي‌توان انجام داد. مردم نمي‌دانستند که اين جرم رابطه نامشروع چه حکمي دارد و به ‏جرم اقرار مي‌کردند چون قانون جديدي بود. ديگر اينکه مردم به زبان ‏Hausa‏ صحبت مي‌کردند، ولي قانون به ‏زبان عربي و انگليسي بود و مردم از آن بي‌خبر بودند و به آن دسترسي نداشتند.‏

ناگهان مواردي يافت شد که به سنگسار منجر مي‌شد. ما در همه موارد سنگسار درخواست تجديد نظر کرديم و ‏پيروز شديم. ما در همه پرونده‌ها موفق بوديم. حدود پنج شش مورد حکم سنگسار بود، ولي هيچ کدام اجرا نشد و در ‏همه ايالت ها در همان دادگاه تجديد نظر ايالتي رد شد و حتي به دادگاه فدرال نرسيد.‏

شلاق زدن درباره زنان و مردان کمتر شده، ولي فکر مي‌کنم هنوز ادامه دارد. جوانان رابطه جنسي برقرار مي‌کنند ‏که مادران و پدران به ازدواج آنها رضايت دهند و تا پيش از تصويب اين قانون چنين بود. در يکي از موارد مردي ‏هم به سنگسار محکوم شد. زيرا پدر زني که خارج از ازدواج بچه‌دار شده بود، به دادگاه رفت و تقاضاي حمايت ‏مالي کودک را از مردي که پدر بچه بود، کرد و نتيجه اين شد که زني که مطلقه بود و مرد هر دو به سنگسار ‏محکوم شدند. ‏

تبليغات بين‌المللي در مورد امينه لاوال موردي بود که نه تنها تصويري نادرست از اسلام مي‌داد بلکه تبعيض ‏نژادي نهفته در آن وجود داشت. ما در اين مورد به طور مشخص به عفو بين‌الملل اعتراض کرديم و خواهان توقف ‏کمپين آنها شديم. اول از همه اينکه برخلاف آنچه که گفته شده بود، اين حکم دادگاه عالي نبود، بلکه حکمي ‏بود که دادگاه ايالتي صادر کرده بود. ديگر اينکه برخلاف آنچه که گفته شده بود، زن محکوم به سنگسار قبلي ‏بخشوده نشده بود، بلکه با دفاع قوي‌اي که ما فراهم کرديم، حکم صادره در دادگاه تجديد نظر رد شد. ‏

اطلاعاتي که در اعلاميه کمپين بين‌المللي براي نجات جان امينه لاوال داده شده بود نادرست بود و اين تبليغات ‏تصويري منفي از اسلام و وحشيانه از مردم نيجريه داد و بهانه‌اي به دست بنيادگرايان داد که بگويند "ببينيد اينها ‏چقدر درباره ما دروغ مي‌گويند و تصويري نادرست ارائه مي‌دهند!"‏

هيچيک از موارد سنگسار در نيجريه مورد بخشش قرار نگرفت، بلکه همه موارد در دادگاه تجديد نظر رد شد. و ‏اين حاصل مبارزات داخل کشور بود. بزرگ کردن نقش فشار بين‌المللي به ويژه براي بخشش فرد محکوم در ‏شرايطي که ما درون کشور داريم مبارزه مي‌کنيم که حکم را نقض کنيم اين پيام را به مردم مي‌دهد که اين حق و ‏حقوق شما نيست که شما براي کسب آن مبارزه کنيد و يا اين که تلاشهاي شما براي نقض حکم و تغيير قانون ‏بي حاصل است. در حالي که تلاش‌هاي ما جهت نقض همه حکم‌هاي سنگسار بسيار موفق بود و در همان سطح ايالتي ‏همه حکم ها نقض شد.‏

تازه، فرض کنيد ما بخواهيم بخشش بگيريم. در اين صورت که نمي‌توان آنها را وحشي و ... ناميد و بهشان توهين ‏کرد و دين آنها را وحشيانه ناميد. بلکه اگر مي‌خواهي که به اين درخواست ترتيب اثر داده شود، بايد بگويي که اين ‏تعبير درستي نيست و مي‌توان چنين کرد، زيرا بسياري از مردم به اسلام عقيده دارند. مثال برده‌داري هم در قرآن ‏آمده، ولي الان هيچ کجا قانوني نيست و انجام نمي‌شود. آيا هرچه که در قرآن آمده بايد انجام شود؟

متن کامل مصاحبه

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.